تبليغاتX
به تو می اندیشم

  من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید

قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید

  Image and video hosting by TinyPic

كلماتم را در جوي سحر مي شويم لحظه هايم را در روشني باران ها تا براي تو شعري بسرايم روشن تا كه بي دغدغه بي ابهام سخنانم را در حضور باد با تو بي پرده بگويم كه تو را دوست مي دارم تا مرز جنون

 

سنگینی باری که خدا بر دوش ما می گذارد آن قدر نیست که
کمرمان راخرد کند بلکه به قدریست که ما را برای دعا به زانو در آورد.

 

دل آدما به اندازه حرفاشون بزرگ نيست ولي حرفي که از ته دل باشه مي تونه آدم بزرگي بسازه

 

 

اگر همه پنجره ها با من غريبه شوند هراسي نيست ! چشمهايت دريچه اي رو به طلوع آرزوهايم ميباشد

 

زندگی قصه مرد یخ فروشی است که از او پرسیدن فروختی؟

گفت: نخریدن تمام شد

 

هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير

 

تقدير اگر نخواهد تو روبراه باشی تو روبراه باش و تقدير را عوض کن

Image and video hosting by TinyPic




لينك ثابت نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 16:51 توسط ..:: مریم ::..

شب شده بود، گل آفتاب گردان داشت دنبال خورشيد ميگشت که يهو يک ستاره بهش چشمک زد، اما گل آفتابگردان سرش رو آرام آورد پايين، ميدوني چرا؟! آخه گلها هيچوقت خيانت نميکنن واسه همينه که گل آفتابگردان هميشه شبها سرش پايينه

Image and video hosting by TinyPic

از زندگاني ام گله دارد جواني ام
شرمندۀ جواني از اين زندگاني ام
* * *
گوش زمين به ناله من نيست آشنا
من طاير شکسته پر اسماني ام
* * *
گيرم که اب و دانه دريغم نداشتند
چون مي کنند با غم بي همزباني ام
* * *
دارم هواي ديدن ياران رفته را
ياري کن اي عجل که به ياران رساني ام
* * *
گفتي آتشم بنشاني ولي چه سود
برخاستي که بر سر آتش نشاني ام

 Image and video hosting by TinyPic

راز دل با كس نگفتم چون ندارم محرمي
هركه را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم
راز دل با آب گفتم تا نگويد با كسي
عاقبت ورد زبان ماهي دريا شدم
 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 18:35 توسط ..:: مریم ::..

توی دنیا چی می خوای که به پاهات بریزم

همه هستی مو من به سراپات بریزم

لب پر خنده می خوای بیا لبهام مال تو

چشم پر گریه می خوای هر دو چشمام مال تو

بیا تا برات بگم من غرورم مال تو

بزار تا فدات بشم من وجودم مال تو

اگه بازیچه می خوای بیا قلبم مال تو

اگه رودخونه می خوای سیل اشکام مال تو

چرا من بی تو بمونم نمی دونم نمی تونم

واسه زندگی کردن تو رو می خوام خوب می دونم

تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی

تو بدون عشقم تو هستیبرا من زندگی هستی

 Image and video hosting by TinyPic

بزار خیال کنم هنوز ترانه هامو می شنوی

هنوز هوامو داری و هنوز صدامو می شنوی

بذار خیال کنم هنوز یه لحظه از نیازتم

اگه تموم قصه مون هنوز ترانه سازتم

بذار خیال کنم هنوز پر از تب و تاب منی

روزا به فکر دیدنم شبا پر از خواب منی

بذار خیال کنم تو دلتنگیات غروب که میشه یاد من میفتی

تویی که قصه طلوع عشقو گفتی و دوست دارم و نگفتی

بذار خیال کنم منم اونکه دلت تنگه براش

اونی که وقتی تنهایی پر میشی از خاطره هاش

اون که هنوز دوسش داری اونکه هنوز همنفسه

بذار خیال کنم منم اونی که بودنش بسه

دوباره فال حافظ و دوباره توی فالمی

بذار خیال کنم بذار اگرچه بی خیالمی

بذار خیال کنم تو دلتنگیات غروب که میشه یاد من میفتی

تویی که قصه طلوع عشقو گفتی و دوست دارم و نگفتی 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 1:59 توسط ..:: مریم ::..

امشب براي گريه ام يک شانه مي خواهم که نيست

دراين خرابات جهان يک خانه مي خواهم که نيســـت

درغربــت چشمـــــــان تــــو تـــنهاييـــــم اواره شـــد

در وصف اين نامردمان يک واژه مي خواهم که نيست

 Image and video hosting by TinyPic

غصه نخور مسافر اينجا ما هم غريبيم
از ديدن نور ماه يه عمره بي نصيبيم

فرقي نداره بي تو بهار مون با پاييز
نمي بيني که شعرام همه شدن غم انگيز

غصه نخور مسافر اونجا هوا که بد نيست
اينجا ولي آسمون باريدنم بلد نيست
غصه نخور مسافر فداي قلب تنگت

فداي برق ناز اون چشماي قشنگت
غصه نخور مسافر تلخه هواي دوري
من که خودم مي دونم که تو چقدر صبوري

غصه نخور مسافر بازم مي اي به زودي
ما رو بگو چه کرديم از وقتي تو نبودي
غصه نخور مسافر غصه اثر نداره

از دل تو مي دونم هيچ کس خبر نداره
غصه نخور مسافر رفتيم تو ماه اسفند
بهار تو بر مي گردي چيزي نمونده بخند

غصه نخور مسافر تولد دوباره
غصه نخور مسافر غصه نخور ستاره
غصه نخور مسافر غصه کار گلا نيس

سفر يه امتحانه به جون تو بلا نيس
غصه نخور مسافر تو خود آسموني
در آرزوي روزي که بياي و بموني




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 0:13 توسط ..:: مریم ::..

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید

وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید

وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید

وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید

من عاشق چشمت شدم ، نه عقل بود و نه دلی

چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

یک آن شد این عاشق شدن ، دنیا همان یک لحظه بود

آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانت ربود

وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد

آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد

من بودم و چشمان تو ، نه آتشی و نه گلی

چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

 Image and video hosting by TinyPic 

 تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام

دوست می دارم

تورا به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام

 دوست می دارم

برای خاطر عطر نان گرم

و برفی که آب می شود

وبرای خاطر نخستین گناه

تو را به خاطر دوست داشتن

دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام

دوست می دارم 

Image and video hosting by TinyPic

سپیـده که سـر بــــزند

در بیشه زار خــزان زده تردیــد

شایـد دوبـاره گلـــی برویــــد

شبیــه آنچــه در بهـار بوییـدیم

پس به نام زندگی هرگز مگو هـرگز




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 8:23 توسط ..:: مریم ::..

Image and video hosting by TinyPic

مادر عزیزم روزت مبارک

 

مبارک و خجسته باد چهره ات

مبارک باد نامت

ای عشق من

گرامی باد خنده هایت

که روح مرا به پرواز در می آوری

ای عشق من

در تمام شب ها

و در همه زمان ها

تو همیشه مراقب من بودی

اما من هیچگاه این را درک نمی کردم

اما حالا خیلی دیر است

من را ببخش

حالا من تنها هستم

مملو از خجالت و شرمندگی بسیار

در تمام این سالها من باعث این درد و ناراحتی شدم

اگر تنها یکبار دیگر بشه من روی شانه های تو بخوابم

مادر من بدون تو از بین می روم

تو مانند خورشیدی هستی که به زندگانی من روشنایی می دهی

حالا چه کسی هست که اشکهای من را پاک کند

ای کاش می فهمیدم چیزی که باید امروز بفهمم

مادر...

من بدون تو از بین می روم

ای مادر.....

چگونه می توانم به تو نگاه کنم

ای مادر.....

این را پیامبرتو فرمود

در قلب من

در رویاهای من

تو با من همیشه هستی ای مادر

تو رفتی و من را ترک کردی

ای روشنایی چشمان من

ای تسلی ده شبهای من

تو رفتی و من را تنها گذاشتی

چه کسی به جز تو من را در آغوش می گیرد

چه کسی به جز تو مرا می پوشاند

چه کسی به جز تو از من محافظت می کند

مادر من را ببخش

به خاطر بی توجهی هایم




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 8:45 توسط ..:: مریم ::..

 خدايا!راه آينده تاريک است و دراز...دلم غمگين است و تنها....متبرکم کن که همه را دوست بدارم...آنان را که به من عشق می ورزند...آنان که به من ظلم روا داشته اند...حتی آنان را که از احساسم بهره کشی کرده اند...دلم را روشن کن...تا بفهمم هر گناهی از من سر زند...تو باز بر من همه چيز را می بخشی...با من بمان ای پناه ابدی....

Image and video hosting by TinyPic

تن تو ظهر تابستونو به یادم میاره
رنگ چشمای تو بارونو به یادم میاره

وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره
قهر تو تلخی زندونو به یادم میاره

من نیازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوست دارم شنیدنه

نفست شعر بلند بودنه
با تو بودن بهترین شعر منه

تو بزرگی مث اون لحظه که بارون میزنه
تو همون خونی که هر لحظه تو رگهای منه

تو مث خواب گل سرخی لطیفی مث خواب
من همونم که اگه بی تو باشه جون میکنه

تو مث وسوسه شکار یک شاپرکی
تو مث شوق رها کردن یک بادبادکی

تو همیشه مث یک قصه پر از حادثه ای
تو مث شادی خواب کردن یک عروسکی

تو قشنگی مث شکلایی که ابرا میسازن
گلای اطلسی از دیدن تو رنگ میبازن




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 8:27 توسط ..:: مریم ::..

       Image and video hosting by TinyPic

من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون ازغصه توست
یه دفعه مثل یه آهو توی صحراها رمیدی
بس که چشم تو قشنگ بود گله گرگ رو ندیدی
دل نبود توی دلم تورو گرگا نبینن
اونا با دندون تیز به کمینت نشینن

الهی من فدای تو چه کار کنم برای تو
اگه تو این بیابونا خاری بره به پای تو
یه دفعه مثل پرنده قفس عشقو شکستی
پر زدی تو آسمونا رفتی اون دورا نشستی
دل نبود توی دلم گم نشی تو کوچه باغا
غروبا که تاریکه نریزن سرت کلاغا
نخوره سنگی به بالت
پرت نشه فکرو خیالت

من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
یه دفعه مثل یه گل رفتی تو دست خزون
سیل بارون و تگرگ میومد از آسمون
بردمت تو گلخونه که نریزه رو سرت
که یه وقت خیس نشه یخ کنه بال و پرت
نشکنی زیر تگرگ نریزه از توی برگ
من تموم قصه هام قصه توست

اگه غمگینه اون از غصه توست
یه دفعه مثل یه شمع داشتی خاموش میشدی
اگه پروانه نبود تو فراموش میشدی
آره پروانه شدم که پرام سوخته شه

تا آتیش دل تو به دلم دوخته شه
که بسوزه پرو بالم که راحت شه خیالم
دارم از تو مینویسم تو که غم داره نگات
اگه دوست داشتی بگو تا بازم بگم برات
اونقده میگم تا خسته شم
با عشق تو شکسته شم

 

 

Image and video hosting by TinyPic

 

بر ماسه ها نوشتم: درياي هستي من از عشق توست سرشار/اين را به ياد بسپار!/بر ماسه ها نوشتي: اي همزبان ديرين اين آرزوي پاکي است/اما به باد بسپار!

 

Image and video hosting by TinyPic

 

 اينجا قلب مي سوزد اشك مي جوشد وجود خاكستر مي شود و احساس سخن مي گويد خوش دارم كه مرا بسوزانند و خاكسترم را به باد بسپارند تا حتي قبري از اين زمين را اشغال نكنم

 

Image and video hosting by TinyPic

 

  اگر دستی نیست برای آنکه اشکهایم را از گونه هایم پاک کند ای باران تو میتوانی با قطره هایت اشکهایی که از گونه هایم سرازیر شده است را پاک کنی

 

 Image and video hosting by TinyPic

 

 موج اگه مي دونست ساحل هيچ وقت دستشو نمي گيره براي رسيدن بهش اينقدر نفس نفس نمي زد

 

 Image and video hosting by TinyPic

 

 زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفا ترين دوست به مرور زمان بي وفا شد . اين پرپر شد ن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است

 

Image and video hosting by TinyPic

 

 هر گز چشمانت را به خاطر كسي كه معني نگاهت را نمي فهمد گريان مكن

 

Image and video hosting by TinyPic

 

هرگز حسرتي در هيچ کجاي دنيا اين چنين يکجا جمع نمي شود که در همين سه واژه کوتاه : " او دوستم ندارد




لينك ثابت نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 9:10 توسط ..:: مریم ::..

     پرپر شدن یاس بوستان رسول، بانوی عفاف و عصمت، حضرت زهرای بتول علیهاالسلام را تسلیت عرض می کنم 

Image and video hosting by TinyPic 

حضــرت زهـــرا

دلـــش از يــــــاس بــود

قطره هاي اشـكش از المـاس بود

داغ عطــــر يـــاس زهـــرا زيـــر مــــاه

مي چـــکانيــد اشــک حيـــدر را به چــاه

گريـــــــــه آري، گريــه چــون ابــــــر چـــمن

بـر کبـــــــود يـــــاس و ســـــــرخ نســـــترن

ايـــــن دل يــــاس اســت و روح ياسـميــن

اين امــانــت را اميــن بــــــاش اي زميــن

نيمـــه شـــب دزدانـــه بايـــد زير خـاک

ريخت بر روي گــل خورشيـد، خـاک

مدفن اين ناله غير از چاه نيـست

جــز تــو کــس از قــبر او

 آگـــاه نيســــت




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 2:6 توسط ..:: مریم ::..

پس از آن غروب رفتن اولين طلوع من باش
من رسيدم رو به آخر تو بيا شروع من باش
شمع رو از قصه جدا كن چكه كن رو باور من
خط بكش رو جاي پاي گريه هاي آخر من
اسمتو ببخش به لبهام بي تو خاليه نفسهام
خط بكش رو باور من زير سايه بون دستام
خواب سبز رازقي باش عاشق هميشگي باش
خسته ام از تلخي شب تو طلوع زندگي باش
من پر از حرف سكوتم خاليم رو به سقوطم
بي تو و آبي عشق تشنه ام كوير لوتم
نمي خوام آشفته باشم آرزوي خفته باشم
تو نذار آخر قصه حرفمو نگفته باشم

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

با زمين خيلي غريبم با هواي تو صميمي

ديده بودمت هزار بار تويه روياي قديمي

به نگاه چشم گريون يه فرشته رو زميني

چشامو به روت مي بندم تا كه اشكامو نبيني

با تو فرياد يه عمرو  مي كشم تا اوج باور

دلاي آبي هميشه مي مونن بي يار و ياور

از كجا بايد شروع كرد قصه عشق و دوباره

تا همه بغض هاي عالم سر عاشقي نباره

غربت آرزوهامون دل طاقتو شكونده

نگو تو شهر حقيقت واسه ما جايي نمونده

نگو ديره واسه گفتن سهمم از دنيا همينه

كه تو تنهايي شبهام كسي اشكامو نبينه  




لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 7:40 توسط ..:: مریم ::..